سفارش تبلیغ
صبا

ماشین خراب...

پنج شنبه 88 بهمن 29 ساعت 4:10 عصر

فرمانده سپاه شهرضا تصمیم گرفت یک ماشین در اختیار سید جمال طباطبائی قرار دهدتا مواقعی که مرخصی می آید با توجه به وضعیت جسمانیش برای انجام کارهای روز مره و رسیدگی به امور جبهه از آن استفاده کند. سید جمال طباطبائی که نمی خواست باری بر دوش سپاه تحمیل کند ، ابتدا نپذیرفت و طفره رفت.وقتی با اصرار قرار شد یک ماشین تحویل او بدهند ، خودش یک ماشین مستعمل و از رده خارج را انتخاب کرد ، این ماشین اکثراًخراب بود و آقا جمال معمولا آن را دستکاری می کرد تا چند مترراه برود ، هرچه کردند ماشین او را تعویض کنند نپذیرفت و می گفت همین خوب است یک روز ماشین آقا جمال را مخفی کرده به او گفتند خراب و در تعمیرگاه است ، چند روز این ماشین را سوار شوید با این بهانه توانستند ماشین بهتری به او بدهند.(شهید سید جمال طباطبائی)؛به نقل از آیت ا... رجائیان)



  • اصل کلام: خاطرات
  • قلم نگار : منتظران شهادت | بیسیمچی [ قلم]

    رزم شبانه با پای مجروح

    پنج شنبه 88 بهمن 29 ساعت 4:9 عصر

    اوایل ورودمان به سپاه ، در پادگان شهرضا یک دوره آموزشی برای ما گذاشته بودند،در این دوره با سید جمال طباطبائی آشنا شدم.چهره صمیمی و دوست داشتنی داشت. بین نیروهای آموزشی به یک پاسدار فعال ، مخلص، شجاع،وکم حرف معروف و مشهور بود.یک شب که برای ما رزم شبانه گذاشتند ، از ناحیه پا مجروح شد ، من که در چند قدمی او بودم صحنه را دیدم و مشاهده کردم نمی تواند راه برود ولی او خم به ابرو نیاورد گفتم طباطبائی بگو که مجروح شده ای و نمی توانی راه بروی ، او اعتنائی نکرد و با اراده ای شگفت تا آخر رزم شبانه را ادامه داد.(شهد سید جمال طباطبائی)؛به نقل از حسنعلی بصیرت



  • اصل کلام: خاطرات
  • قلم نگار : منتظران شهادت | بیسیمچی [ قلم]


    سنگر پشتیبانی

    شهید محمد علی شاهپیری
    شهید محمد حسن آزادی
    شهید ابراهیم مهدیان
    شهید احمد محمودی
    شهید مجتبی ترابی
    شهید فتحعلی صالحی
    شهید محمد رضا آقاسی
    شهید احمد چوقادی
    در آستانه سالگرد شهید همت
    خبر از شهادت
    آخرین شب
    [عناوین آرشیوشده]